جمعى از نويسندگان
452
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
آرى اين استقامت ها كه از قاضى ، قاضى مى سازد و اين روح بزرگ اوست كه در مقابل تمام ستم ها و آزارها صبورى مىكند و به كم هم راضى نمى شود . او بايد تا اوج پرواز كند و به زرق و برق هاى ميان راه دل خوش نكند چرا كه خود او را مى خواهد . « دوست ما را ، همه نعمت فردوس شما را » آيت الله قاضى وقتى به حرم حضرت ابوالفضل ( ع ) مشرف مىشود با خود مى انديشد كه تا به حال در مدت اين چهل سال هيچ چيز از عالم معنا برايم ظهور نكرده هرچه دارم به عنايت خدا و به بركت نعمت ثبات است . اذن دخول و زيارت و نماز زيارت مى خواند و مىخواهد كه مشغول نماز مغرب شود . تكبيرالاحرام كه مى گويد مى بيند وضع حرم به طور كلى عوض مىشود ، آن گونه كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده باشد . . . . اگرچه اشارات پدر و دستگيرى هاى سيد احمد كربلايى و مجاهدات شبانه روزى اش همه و همه يارى گر او در سير و سلوك الى الله بوده است اما آن كه درهاى آسمان و ملكوت را پس از چهل سال مجاهده براى سيد على قاضى باز مىكند جز ارباب السالكين امام حسين ( ع ) نيست و قاضى هرچه دارد همه و همه از حسين است . اين محبوب است كه محب را به دنبال خود مى كشاند و اوست كه چهل سال او را پشت در نگاه مى دارد تا در اين چهل سال حجابها و پرده ها يك به يك برداشته شود و فاصله بين عاشق و معشوق نماند ، خدا مى خواهد از قاضى انسانى كامل بسازد ، قاضى مرد راه است او هم انسانى نيست كه بخواهد به اندك تلخى و ملامت از ميدان به در رود كه مقصدى عالى در پيش دارد . گر تيغ ببارد در كوى آن ماه * گردن نهاديم به حكم الله نماز : سرانجام چهل سال استقامت در بندگى و ثبات در عاشقى ، چهل سال تنها به دنبال خدا بودن و دنبال كشف و كرامت نبودن ، او را تنها به خود معشوق رسانده و به حقيقت اين آيه رسانيده است : « أ ليس الله بكاف عبده » « آيا خدا خود براى بنده اش كافى نيست » « 1 » در نجف صاحبخانه به علت فقر ايشان را از خانه بيرون مىكند و اسباب و وسايلش را بيرون مى ريزد و آيت إله قاضى مجبور مىشود با خانواده به كوفه بيايد . جايى كه در كوفه
--> ( 1 ) - سوره مباركه زمر ، آيه 36 .